ارسال مطلب افزودن لينک افزودن تصوير افزودن فايل

بروز رسانی 
ܓܨسوداܓܨ

سلام عشـــ✘ــــقم ... زود از تنهـــــــایی در اومدی نه ؟ اندازه مـــ✘ــن دوسش داری ؟ اصن منو دوســ✘ــــت داشتی؟ از من خوشـ✘ـــگل تره یا مهربون تره؟ مث من بـــــ✘ــداخلاق نیست؟ وقتی یه حرفــــ✘ـــایی میزنی دعـــــوات میکنه ؟ نکنه همراهیـــ✘ــت کنه بشی ادم بده ؟ هر روز میبـــــ✘ــینیش؟ شنبه ها زیر درخت کــــ✘ـــــاج قرار نذاشتی که گذاشتی؟ با آرامش باهاش خدافظی میکنی یا مث من با کلی اصـــــ✘ـــــــــرار دستش و ول میکنی که بدوعه سمت خـــ✘ـــــونه ؟ قربون صدقه چشــــــ✘ــــماش میری؟ تیکه کلامات و بهـــ✘ـش میگی؟ اون مث من نیست از لاو ترکوندن خوشش میاد ؟ خوشش میاد حرفای عاشقانه بزنه و قلبت و مال خودش کنه ؟ حیــــ✘ـــف بلد بودم و بخاطر خودت خیلی کارا نکردم ... ! مراقبش باش دختـــ✘ــــری که سلیقه تو باشه سلیقه منم هست .. ! خدافـــــــــــــــــــ✘ـــــــــــــــــــــظ تا ابد ...


ܓܨسوداܓܨ

دختر: دوست دختر جديدت خوشگله (در ذهنش مي گويد: آيا واقعا از من خوشگلتره) پسر: آره خوشگله ...!! (در ذهنش: اما تو هنوز زيباترين دختري هستي كه ميشناسم) دختر: شنيدم دختر شوخ طبع و جالبيه (درست اون چيزي كه من نبودم) پسر: آره همينطوره (اما در مقايسه با تو، اون دختر هيچي نيست) دختر: خب پس اميدوارم ... شما دو تا با هم بمونيد (اتفاقي كه براي ما رخ نداد) پسر: منم برات آرزوي خوشبختي دارم (چرا اين پايان رابطه ما شد ...؟؟؟) دختر: خب ... من ديگه بايد برم ... (قبل از اينكه گريه م بگيره) پسر: آره منم همينطور ... (اميدوارم گريه نكني) دختر: خدافظ (هنوزم دوست دارم و دلم برات تنگ ميشه) پسر:باشه خدافظ...(هیچ وقت عشقت از قلبم بیرون نمیره ...هرگز) لعنت به غ...ر...و.ر


ܓܨسوداܓܨ

اینو به افتخار تنها مرد زندگیم میزارم . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . وقتی بچه بودم منو میزاشتی رو دلت و ازم میپرسیدی قلب بابا کیه؟ منم با صدای کودکانه میگفتم: مـــن بازم میپرسیدی جیگر بابا کیه؟ میگفتم: مـــــن و باز میپرسیدی چشم بابا کیه؟ میگفتم: مـــــن اون موقع ها درک نمیکردم قلب بابا بودن و جیگر بابا بودن و چشم بابا بودن یعنی چی!؟ اینو وقتی متوجه شدم که صورتت پر از چروک شده و موهات رنگ سیاهشو داده به سفیدی! بابایی تمام موهاتودیدم ﮐﻪ ﺑﺨﺎﻃﺮم سفیدشدواززجرکشیدن من آروم آروم شکستی ... آره تازه فهمیدم قلب بابا بودن یعنی وقتی تو ناراحتی من دل تو دلم نیست ، جیگر بابا بودن یعنی وقتی مریضی و ناخوشیتو میبینم جیگرم آتیش میگیره و چشم بابا بودن یعنی وقتی نور چشمات کم شدن چشمای منم خیس شدن """بابایی خیلی خیلی خیلی خیلی دوست دارم""" هركي باباشودوست داره بازنشر کنه...


ܓܨسوداܓܨ

ﻣﺮﺩﯼ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺟﺮﻡ ﻗﺘﻞ ﻧﺰﺩ ﮐﻮﺭﻭﺵ ﺑﺰﺭﮒ ﺁﻭﺭﺩﻧﺪ ﭘﺴﺮﺍﻥ ﻣﻘﺘﻮﻝ ﺧﻮﺍﻫﺎﻥ ﺍﺟﺮﺍﯼ ﻗﺼﺎﺹ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﻗﺎﺗﻞ ﺍﺯ ﮐﻮﺭﻭﺵ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﻣﺴﺌﻮﻟﯿﺘﯽ ﻣﻬﻢ ﺩﺭﻗﺒﺎﻝ ﺑﺮﺍﺩﺭﺵ ﺳﻪ ﺭﻭﺯ ﻣﻬﻠﺖ ﺗﻘﺎﺿﺎ ﮐﺮﺩ ﺷﺎﻩ ﭘﺮﺳﯿﺪ : ﭼﻪ ﮐﺴﯽ ﺿﻤﺎﻧﺖ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﮐﺮﺩ؟ ﻗﺎﺗﻞ ﺑﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﻧﮕﺎﻩ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺍﺷﺎﺭﻩ ﻧﻤﻮﺩ : ﺍﯾﻦ ﻓﺮﻣﺎﻧﺪﻩ ﺷﺎﻩ ﮔﻔﺖ: ﺍﯼ ﺳﭙﻬﺴﺎﻻﺭ ﺁﺭﺍﺩ ﺁﯾﺎ ﺍﯾﻦ ﻣﺮﺩ ﺭﺍ ﺿﻤﺎﻧﺖ ﻣﯿﮑﻨﯽ؟ ﺁﺭﺍﺩ ﻋﺮﺽ ﮐﺮﺩ : ﺑﻠﻪ ﺳﺮﻭﺭﻡ ﮔﻔﺖ ﺗﻮ ﺍﻭ ﺭﺍ ﻧﻤﯿﺸﻨﺎﺳﯽ ﻭ ﺍﮔﺮ ﻓﺮﺍﺭ ﮐﻨﺪ ﺣﮑﻢ ﺭﺍ ﺑﺮ ﺗﻮ ﺍﺟﺮﺍ ﻣﯿﮑﻨﯿﻢ !ﺁﺭﺍﺩ ﻋﺮﺽ ﮐﺮﺩ : ﺿﻤﺎﻧﺘﺶ ﻣﯿﮑﻨﻢ ﻗﺎﺗﻞ ﺭﻓﺖ،ﺳﻪ ﺭﻭﺯ ﻣﻬﻠﺖ ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﺍﺗﻤﺎﻡ ﺑﻮﺩ ﻭ ﻣﺮﺩﻡ ﻧﮕﺮﺍﻥ ﺁﺭﺍﺩ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﮐﻪ ﺣﮑﻢ ﺑﺮ ﺍﻭ ﺍﺟﺮﺍ ﻧﺸﻮﺩ ﺍﻧﺪﮐﯽ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﻏﺮﻭﺏ ﺁﻓﺘﺎﺏ ﻗﺎﺗﻞ ﺑﺮﮔﺸﺖ ﻭ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯿﮑﻪ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺧﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﺑﯿﻦ ﺩﺳﺘﺎﻥ ﺟﻼﺩ ﻗﺮﺍﺭ ﮔﺮﻓﺖ ﺷﺎﻩ ﺑﺰﺭﮒ ﭘﺮﺳﯿﺪ : ﭼﺮﺍ ﺑﺮﮔﺸﺘﯽ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯿﮑﻪ ﻣﯿﺘﻮﺍﻧﺴﺘﯽ ﻓﺮﺍﺭ ﮐﻨﯽ؟ ﻗﺎﺗﻞ ﺟﻮﺍﺏ ﺩﺍﺩ: ﺗﺮﺳﯿﺪﻡ ﮐﻪ ﺑﮕﻮﯾﻨﺪ ﻭﻓﺎﯼ ﺑﻪ ﻋﻬﺪ ﺍﺯ ﺑﯿﻦ ﻣﺮﺩﻡ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺭﻓﺖ ﮐﻮﺭﻭﺵ ﺍﺯ ﺁﺭﺍﺩ ﭘﺮﺳﯿﺪ : ﭼﺮﺍ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺿﻤﺎﻧﺖ ﮐﺮﺩﯼ ؟ ﭘﺎﺳﺦ ﺩﺍﺩ: ﺗﺮﺳﯿﺪﻡ ﮐﻪ ﺑﮕﻮﯾﻨﺪ ﺧﯿﺮ ﺭﺳﺎﻧﯽ ﻭ ﻧﯿﮑﯽ ﺍﺯ ﺑﯿﻦ ﻣﺮﺩﻡ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺭﻓﺖ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﭘﺴﺮﺍﻥ ﻣﻘﺘﻮﻝ ﻧﯿﺰ ﻣﺘﺄﺛﺮ ﺷﺪﻧﺪ ﻭ ﮔﻔﺘﻨﺪ: ﻣﺎ ﺍﺯ ﺍﻭ ﮔﺬﺷﺘﯿﻢ ﺯﯾﺮﺍ ﻣﯿﺘﺮﺳﯿﻢ ﮐﻪ ﺑﮕﻮﯾﻨﺪ ﺑﺨﺸﺶ ﻭﮔﺬﺷﺖ ﺍﺯ ﺑﯿﻦ ﻣﺮﺩﻡ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺭﻓﺖ ﺍ


ܓܨسوداܓܨ

هرگز نفهمیدم فراموش کردن درد داشت یا فراموش شدن... به هر حال فراموش میکنم فراموش شدنم را...


ܓܨسوداܓܨ

حـرف هايي هـست بـدجور دل مي شـکنند.. بـدجور دل مي سـوزانند.. بـدجور خـراب مي کنـند.. حـرفهايي از نزديـک ترين کـسانت.. از عــزيزتـرين کـسانت.. گـاهي دلت ميـخواهد نزديـک ترين آنـقدر عـزيز نـبود.. يا اگـر بود کـمي بيشتر حـواسش به تاثـيـر حـرفـهايش بـــــــــــــــــــود


ܓܨسوداܓܨ

پسره به هزار امید از نامزدش می پرسه از کجا بدونم منو واسه خودم دوست داری؟ برگشته میگه: قیافه و هیکل که نداری بچه مایه دارم که نیستی اخلاقتم که گند دماغه به جز خودت چیزی واسه دوست داشتن نمی مونه عزیز دلم!!