ارسال مطلب افزودن لينک افزودن تصوير افزودن فايل

بروز رسانی 
اذر
معاون مدیریت سایت
عکس و تصویر من از این ثانیه ها که میان #من و #تو صف کشیده است چو دیوار ...
من از این ثانیه ها
که میان #من و #تو

صف کشیده است چو دیوار بلند
#به_خدا_بیزارم
اذر
معاون مدیریت سایت
عکس و تصویر همیشه به او حسادت کردم چه قدر افتخار دارد عزیز تو شدن چه احساس امنیتی ...
همیشه به او حسادت کردم 
چه قدر افتخار دارد عزیز تو شدن 
چه احساس امنیتی در قلبش دارد 
اینکه میداند شش دنگ وجودش را به نام خودت کردی 
حتما باید خیلی خاص باشد 
که این گونه عزیز قلبت شده است 
خودم را که جایش میگذارم قلبم به طپش می افتد 
عجب لذتی دارد اینکه هر شب میداند 
جای خواب تو کنار بالش اوست 
اینکه اگر هم یک شب را غیبت کنی حق دارد قهر کند 
حق دارد اعتراض کند 
و از تو بپرسد کجا بودی 
خوش به حالش که حق دارد با تو تا ته دنیا هم بیاید 
ای کاش بداند که برای یک لحظه جای او بودن 
حاضرم باقی مانده عمرم را بدهم ‌فقط 
فقط خدا کند قدر بداند 
خوش به حالش که مرد خانه اویی 
نگران من نباش 
من عادت دارم به تنهایی 
برو به خوشبختی ات برس
اذر
معاون مدیریت سایت
عکس و تصویر دیگر حالا آمدنت چه فایده حالا که دیگر فراموشت کرده ام آمدنت فقط داغ دلم ...
دیگر حالا آمدنت چه فایده 
حالا که دیگر فراموشت کرده ام 
آمدنت فقط داغ دلم را تازه میکند 
حالا که دیگر نه آن چشمهایی مانده که تسخیرت کند نه تاره موی سیاهی که برایم ببافی 
هر کاری به وقتش خوب است 
من آمدنت را وقتی میخواستم که با آن پیراهن گلدار آبی با گونه های سرخ و آن لبهای خوشرنگ پشت پنجره با ذوق در انتظارت بودم 
من دیگر عادت دارم بی چتر زیر باران قدم بزنم 
چترت را ببند دیگر نیازی به چتر تو ندارم 
شاید اگر به وقتش صاحب یک پیانو میشدم حالا نت هایم اینقدر غمگین نبود 
اصرار های کودکانه ام را کسی نشنید 
راستش دیگر رسیدن بهار آنقدر ها هم مرا ذوق زده نمیکند 
حالا تمام کفش های شهر را هم برای خودم بخرم باز هم دلم پیش آن کفش قرمز پاشنه دار است که هیچ وقت نداشتم 
هر چیزی به زمان خودش تو را سر ذوق و شوق می آورد 
اشکهایم را نبین 
از ذوق دیدار تو نیست 
اشک غمگین من از خنده تو 
شادتر است 
برو حالا آمدنت 
به درد هیچ غروبی نمیخورد 
حالا دلم فقط میخواهد بنویسد 
از حالا دلم میخواهد هر چیزی و هر کاری که دوست دارم در زمان و وقت خودش انجام دهم .
اذر
معاون مدیریت سایت
عکس و تصویر دستت را که نمیتوانم لااقل بگذار... بهانه ات را بگیرم !!!
دستت را که نمیتوانم
لااقل بگذار...
بهانه ات را بگیرم !!!
اذر
معاون مدیریت سایت
عکس و تصویر میخواهم ”ذرہ ذره ”داشته باشمت امـا... بــرای همیشـه همینقـدر که سایه ات بـر تنهایی ام ...
میخواهم ”ذرہ ذره
”داشته باشمت
امـا...
بــرای همیشـه
همینقـدر که سایه ات
بـر تنهایی ام باشد
کافـیست
اذر
معاون مدیریت سایت
عکس و تصویر غروب در ماه اسفند یکی از غم انگیزترین غروب هاست بلا تکلیفی همه کارها رو ...
غروب در ماه اسفند یکی از غم انگیزترین غروب هاست 
بلا تکلیفی 
همه کارها رو یا انجام دادی 
یا گذاشتی بعد عید 
یا همه جا رو برق انداختی 
یا کوه کار روی سرت آوار شده و نمیدونی از کجا شروع کنی 
غروب های ماه اسفند 
پر ار احساس خالی بودن و 
بین رفتن و موندن گیر کردی 
دلت تنگه و حتی توان نداری به زبون بیاری 
انگار که تمام خستگی‌های سال 
رو شونه هاته 

به چی میخندی باز 
آره این حرفا همش بهانه ست 
بیا لعنتی 
این چند روز و میخوام با تو تموم کنم
اذر
معاون مدیریت سایت
عکس و تصویر تو را فقط میتوان آرزو کرد تو محالترین محال ممکنی؛ و من در عجبم! تا ...
تو را فقط میتوان آرزو کرد
تو محالترین محال ممکنی؛
و من در عجبم!
تا کی نام نرسیدن هایم
آرزو خواهد بود؛

دیگر فهمیده ام
که آرزو
همان حسرت است
که بر دل می ماند...
اذر
معاون مدیریت سایت
عکس و تصویر دوست دارم که کمی سر به سرت بگذارم گلِ مریم وسطِ بال و پرت بگذارم ...
دوست دارم که کمی سر به سرت بگذارم
گلِ مریم وسطِ بال و پرت بگذارم ...

هی بگویم که تو را دوست ندارم اما
یک سبد گل بخرم پشتِ درت بگذارم ...

بشنوم از دلِ خود مهرِ دلم را کندی 
مشتی از نقل به کیفِ سفرت بگذارم ...

بروی پشتِ سرت را پیِ من چک بکنی ..
رفته ام اشک به پیشِ پدرت بگذارم ...

بشنوی غم زده ام باز بیایی سمتم
دستِ خود را ببرم بر کمرت بگذارم ‌...

غرقِ آغوش توام ، بنده غلط کردم اگر
دوست دارم که کمی سر به سرت بگذارم ...
اذر
معاون مدیریت سایت
عکس و تصویر گر مرا حُکم دهند هر چه نداری، بردار من به فقرِ تو دُچارم،
گر مرا حُکم دهند هر چه نداری، بردار
من به فقرِ تو دُچارم، "تو" را بر می دارم
اذر
معاون مدیریت سایت
عکس و تصویر هوای قلب من امشب... هوای سرد تنهاییست دل من یاد تـــــو افتاد چقدر جای دلت ...
هوای قلب من امشب...

هوای سرد تنهاییست

دل من یاد تـــــو افتاد

چقدر جای دلت خالیست

حضورت گر کنارم نیست

نگاهت گر به سویم نیست

ولی جای قدمهایت هنوزم

در دلم باقیست
اذر
معاون مدیریت سایت
عکس و تصویر شرح دلتنگی خود را به فَـلَک هم گفتم؛ رعدوبرقی زد و بالفور، همانجا، گریست...
شرح دلتنگی خود را به فَـلَک هم گفتم؛
رعدوبرقی زد و بالفور، همانجا، گریست...
اذر
معاون مدیریت سایت
عکس و تصویر گر محبت ثمرش سوختن و ساختن است یا به دنبال محبت سر خود باختن است ...
گر محبت ثمرش 
سوختن و ساختن است 

یا به دنبال محبت 
سر خود باختن است 

من به میدان رفاقت 
گذرم از سر خویش 

تا بدانی که این حاصل
دوست داشتن است
اذر
معاون مدیریت سایت
عکس و تصویر چشمان تو گرچه خوشه‌ی انگور است دست من از آن شراب مطلق دور است از ...
چشمان تو گرچه خوشه‌ی انگور است
دست من از آن شراب مطلق دور است

از نوش لبانت نچشیدم، اما
کندوی دهان تو پر از زنبور است..
اذر
معاون مدیریت سایت
عکس و تصویر چیزے نیست دارم تاوان سادگیمو میدم تاوان دوست داشتن همینه تنهایے و شڪستن
چیزے نیست دارم تاوان سادگیمو میدم تاوان دوست داشتن همینه تنهایے و شڪستن
اذر
معاون مدیریت سایت
عکس و تصویر تقدیر ارتروز گردن گرفت از بس همه اشتباهاتشان را گردنش انداختند...
تقدیر ارتروز گردن گرفت 
از بس همه اشتباهاتشان را گردنش انداختند...